تفکر و سبک زندگی لردگان

وبلاگ درس تفکر و سبک زندگی لردگان

تفکر و سبک زندگی لردگان

وبلاگ درس تفکر و سبک زندگی لردگان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱ خرداد ۹۴، ۱۳:۵۹ - حسین
    عالیه

۱۴ مطلب توسط «محمد مهدی فتاحی» ثبت شده است

                                          

               کتاب خانه                                               آلبوم عکس

                     

               نرم افزار                                                   داستان

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۱۸
محمد مهدی فتاحی

افسردگی از عادت های منفی بسیار پیچیده است وعوامل مؤثر در بروز این بیماری هنوز دقیقاً شناخته نشده است و عوامل گوناگونی چون وراثت، ناکامی و محرومیت، جدایی، ازدواج ناموفق و بعضی از مشاغل استرس زا زمینه را برای بروز این بیماری مساعد می کند. گاه شخص نمی تواند علت درست و مشخصی برای افسردگی و اضطراب خود ذکر کند.

راه های مقابله با این بیماری
۱- رو آوردن به خانواده و دوستان:
کانون گرم خانواده و دلسوزی و حمایت آنان و روی آوردن به دوستان صمیمی و گفت وگو و درددل کردن با آنان عامل مهمی برای ایجاد انگیزه و امید محسوب می شود که در بهبود بیماری مؤثر است.
۲- سرگرمی و تفریح:
خواندن مطالب جالب کتاب ها و مجلات، گوش کردن به موسیقی، نوشیدن یک لیوان مایعات و تقریباً یک ربع استراحت پس از یکی دو ساعت کار باعث تمدد اعصاب و آرامش می شود.
۳- ورزش:
ورزش یا هر گونه فعالیت بدنی منجر به آزاد کردن ترکیبات شیمیایی در بدن می شود که برخی از این ترکیبات مثل «آندرفین» نشاط آور و آرامش بخش است. علاوه برآن ورزش میزان اکسیژن خون را افزایش می دهد و مواد زائد را از بدن دفع می کند.
ورزش به تنهایی توانایی لازم برای مقابله با افسردگی را ندارد اما روحیه و توان بیمار را بالا می برد.
۴- رسیدگی به کارهای عقب افتاده:
شخص غمگین علاقه و انگیزه ای در انجام امور روزمره خود ندارد و رها کردن این امور احساس گناه و عذاب وجدان در پی دارد اما شخص به جای غصه خوردن با پرداختن به امور معوق افسردگی خود را بهبود می بخشد زیرا فعالیت های جسمی خستگی سالم را جایگزین احساس گناه و عذاب وجدان می کند.
۵- پرهیز از انزواطلبی:
فرد غمگین گرایش به تنهایی و انزواطلبی دارد و چنین می پندارد که تنهایی برایش مفیدتر است اما گوشه گیری در این حالت اشتباه بزرگی است زیرا غمگینی را تشدید می کند و بیمار باید به جای انزواطلبی در کارهای دسته جمعی و عمومی مشارکت کند و از این طریق قدمی برای کاهش بیماری بردارد.
۶- تفکر و بیان مثبت داشتن:
افکار مثبت سازنده هستند. با جایگزین کردن اندیشه های مثبت به جای افکار منفی و استرس زا در ضمیر ناخودآگاه عملکرد و احساسات خوشایند را به ارمغان می آورد. نوشتن و بیان مثبت داشتن تأثیر عمیق تر و بهتری برجای می گذارد و تکرار این موارد اهمیت زیادی دارد، زیرا عقاید ناخوشایند و منفی که سالها با شخص همراه بوده اند و بازسازی آن نیازمند تکرار و اصرار و پافشاری می باشد.
۷- پرداختن به امور معنوی:
انجام کاری برای دیگران و شاد کردن آنان بهترین راه برای سهیم شدن در شادی آنان است که احساس نشاط و شادمانی را در شخص ایجاد می کند و در صورت تکرار آن احساس بی ارزشی و احساس عدم حرمت نفس از بیمار دور می شود. البته باید به خاطر داشت حتی فرستادن یک شاخه گل و اختصاص دادن وقت کمی به دیگران نیز هدیه ای مناسب و کاری ارزنده است.
در پایان باید گفت ایجاد نشاط و شادابی بیش از همه بستگی به تلاش بیمار دارد. رهایی از افکار منفی و تغییر در نحوه نگرش به زندگی و فرستادن پیام های مثبت چون: هوشیار و شاداب و پرانرژی باشید و سپاسگزاری از نعمت های الهی و این که زندگی را سرشار از مواهب الهی دانستن موهبت های تازه ای را در زندگی می آورد و با اعتقاد به این که فکر سالم در بدن سالم است موجب می شود تا جسم نیرومند و قوی بماند.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۵۲
محمد مهدی فتاحی

بخش بزرگی از سلامت روانی و عاطفی فرد بسته به احساسی است که درباره خود دارد در علم روانشناسی دید و نگرش ذهنی که هر شخص نسبت به ابعاد شخصیتی و عاطفی خود دارد را «خودپنداره می نامند». خودپنداره در واقع همان تصویر و برداشتی است که تک تک انسان ها از خود در ذهن شان می سازند. برداشت افراد از خودشان تا حد زیادی به وسیله تجارب گذشته شان (شکست و موفقیت ها) و آنچه دیگران درباره شان فکر می کنند و از بازخورد عمل دیگران شکل می گیرد. اکثر مواقع افراد دید صحیح و شفافی نسبت به خود، توانمندی ها و استعدادها و یا حتی فیزیک بدنی شان ندارند. شناخت و داشتن دیدگاهی صحیح از خود اهمیت ویژه ای دارد برداشتی که هر شخص از خود دارد بر رفتار و عملکرد وی تاثیر می گذارد. و بسیاری از تصمیمات مهم زندگی براساس همین خودپنداره شکل می گیرد. انسان ها معمولاً همان گونه عمل می کنند که فکر می کنند اگر افکاری نادرست داشته باشند قادر به تصمیم گیری مناسب نخواهند بود در واقع خودپنداره هر فرد بر احساسی که نسبت به خودش دارد تاثیر فراوان می گذارد و این احساس رابطه مستقیم با اعتماد و عزت نفس و رضایت بیشتری برخوردارند و به موفقیت های بیشتری دست می یابند اینان به خود اطمینان خاطر داشته و بر مبنای توانایی هایشان تصمیم گیری می کنند. متاسفانه بسیاری از فراد به دلایل مختل اعم از شکست و موفقیت ها و یا ناکامی هایشان خودپنداره صحیحی نداشته و نسبت به توانمندی، استعدادهای خود دید صحیحی ندارند گاهی افراد قادرند این عدم هماهنگی بین آنچه به واقع هستند و آنچه در ذهن شان تصور می کنند را از نظرات دیگران دریابند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۴۵
محمد مهدی فتاحی

عزت نفس یعنی ارزشی که فرد برای خود قائل است. الزاما بعضی ارزیابی های فرد از خود براساس واقعیت نیست.
بعضی دانش آموزان توانایی انجام کاری دارند ولی آن را درک نمی کنند و بعضی دانش آموزان احساس می کنند نسبت به دیگران برترند بدون این که مدرکی براساس واقعیت برای برتر بودن داشته باشند.
دانش آموزانی که دارای عزت نفس پایین هستند نسبت به توانمندی و میزان پیشرفتشان نگرش منفی دارند.
آن ها از خودشان خیلی انتقاد می کنند و به جای این که بر توانمندی هایشان متمرکز شوند بیشتر به کارهایی که نمی توانند انجام دهند توجه می کنند.
آن ها به سادگی کارهای جدید را رها می کنند و اعتماد زیادی برای ادامه آن نشان نمی دهند، فقط خودشان را با افراد موفق مقایسه می کنند و دوست دارند مثل آن ها عمل کنند.
آن ها برای اجتناب از احساس حقارت و شکست وقت زیادی را صرف می کنند.
دانش آموزانی با عزت نفس سالم اذعان دارند که برای رسیدن به اهدافشان بسیار تلاش می کنند. آن ها هنگام روبه رو شدن با مشکل یا شکست خوش بین هستند و سعی می کنند با تمرین کردن بر مشکل غلبه کنند بدون این که خودشان را برای هر چیزی مقصر بدانند.
آن ها با انتقادهای سازنده تحقیر نمی شوند و خودشان را با افرادی که به موفقیت های بسیار بالایی رسیده اند مقایسه نمی کنند.
اما دانش آموزانی که عزت نفس کاذب دارند، نسبت به نقاط ضعفشان آگاهی کمی دارند و این امر می تواند موجب آسیب پذیری و ناامیدی و یا منجر به ایجاد حس خودبینی، غرور و احساس برتری شود.
نتایج بعضی تحقیقات نشان می دهد که عزت نفس کاذب دانش آموزان منجر به پرخاشگری و بدرفتاری نسبت به دیگران می شود.
عزت نفس به موفقیت های افراد مربوط می شود و مثلا در مورد دانش آموزانی که بعد از ناکامی و شکست، مجددا در کارشان موفق می شوند مصداق دارد.
برای افزایش عزت نفس و کسب موفقیت مجدد دانش آموزان از مهارت هایی همچون ارزش های مورد تأیید جامعه (صداقت، انصاف، احترام و روابط دوستی و...)، مهارت های مقابله ای، جرأت آموزی، کنترل احساسات، تحقق اهداف و خودآگاهی بر مبنای شواهد می توان استفاده کرد.
ضمن این که در مدارس باید به سلامت روان دانش آموزان توجه کرد و با تامل بر شیوه های متداول باید از شیوه های جدید نیز استفاده کرد تا عزت نفس آنان افزایش یابد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۳۲
محمد مهدی فتاحی

آنچه در جهان به صورت عینی دیده می‌شود، واقعیت نام دارد. برای مثال، اینکه درخت از جملهٔ گیاهان است، برگ درخت مو در تابستان سبز است و یا تنهٔ درخت سرو به رنگ قهوه‌ای است به مواردی واقعی اشاره دارند. ما با گفتن این جملات واقعیت‌هایی را بیان می‌کنیم. اما این جملات که انسان، خواهان دستیابی به سعادت و خوشبختی است و یا تحصیل دانش، باعث تکامل انسان می‌گردد، اشاره به حقیقت‌هایی دارند. حتی در هنر نیز واقع‌گرایان (رئالیست‌ها) کسانی هستند که به دقت، واقعیت‌های عینی را ترسیم می‌کنند. وابستگی علوم به طبیعت، باعث شده‌است که ارتباط مشخصی بین علم و واقعیت وجود داشته باشد. اما در برابر آن فلسفه و یا مکاتب، بیش از آنکه به واقعیات توجه کنند، در پی اثبات و یا همگانی ساختن حقایقی هستند.

ریشهٔ کلمهٔ واقعیت، «وَقَعَ» به معنای رویدادن و یا اتفاق افتادن است. واقعیت اشاره به امور عینی و یا اموری که اتفاق می‌افتند دارد.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۰۳
محمد مهدی فتاحی

                                                                                                                                                                        

1هرگز نقاط ضعف خود را با نقاط قوت دیگران مقایسه نکنید.

2. هر کس به فکر تغییر جهان است، اما هیچ کس به فکر تغییر دادن خود نیست.

3. زمان خود را با توضیح هدر ندهید، مردم تنها آنچه را می‌شنوند که می‌خواهند بشنوند.

4. فردی که بیشترین زمان زندگی خود را با او صرف خواهید کرد، خودتان هستید. بنابراین سعی کنید خودتان را به فردی قابل تحمل و جذاب تبدیل نمایید.

5. اگر محدودیت‌های خود را قبول کنید، فراتر از آنها خواهید رفت.

6. راحتی دشمن موفقیت است.

7. مهم نیست که مردم درمورد شما چه می‌گویند، شما مجبور نیستید با آنها سر یک میز بنشینید، با آنها زندگی کنید و یا با آنها در یک تخته خواب بخوابید.

8. این یک ریسک بزرگ است که هیچ‌گاه ریسک نکنید.

10. پس از اولین پیروزی خود استراحت نکنید، چرا که اگر برای بار دوم موفق نشوید، دهان‌های بسیاری منتظر هستند که بگویند موفقیت شما شانسی بوده است.



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۵:۲۲
محمد مهدی فتاحی

تحقیقات نشان می دهد ، شکل گیری عادتها و تبدیل رفتارهای روزمره به عادت حدود یک ماه طول می کشد و پس از چهار هفته بدن و مغز انسان به شرایط تازه عادت می کند.

به گزارش آریا به نقل از شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، پژوهشگران دانشگاه ایالتی جرجیا معتقدند براساس این یافته ها اگر برنامه ورزشی برای حفظ سلامت خود دارید چند هفته باید به برنامه خود ادامه بدهید تا مغز و بدن شما به این وضعیت عادت کند. 

پژوهشگران پیشنهاد می کنند ، به منظور افزایش انرژی و حفظ سلامت ناشی از ورزش ، فعالیتهای خود را به صورت تدریجی انجام دهید و چند روز در هفته ورزش کنید و به تدریج شمار رزوهایی را که ورزش می کنید افزایش بدهید.

در عین حال در وسط هفته روزی را برای استراحت تعیین کنید تا بدن با شرایط جدید انطباق پیدا کند.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۵۶
محمد مهدی فتاحی

برخی از مردم معتقدند حقیقت چیزی است که باید باشد ولی واقعیت آن چیزی است الان هست. به عنوان نمونه آنان گویند: حقیقت این است که همه مردم باید خیلی پولدار باشند ولی واقعیت این است که تنها عده کمی خیلی پولدارند.

صرف نظر از این باور عمومی ،اگر در ریشه واژگان حقیقت و واقعیت دقیق شویم، تفاوت‌هایی را مشاهده می‌کنیم. ریشه کلمه حقیقت، "حق" به معنای راستی و درستی است و ریشه کلمه واقعیت، "وَقَعَ" به معنای رویدادن و یا اتفاق افتادن است. در اصطلاحات جدید معمولا به خود واقع و نفس الامر “ واقعیت “ اطلاق می شود نه حقیقت ، و لذا هر وقت “ واقعیت “ بگوییم منظور ما خود واقع و نفس الامر است و هر وقت “ حقیقت “ بگوییم منظور آن ادراکی است که با واقع مطابقت دارد .

پاسخ تفصیلی:
۱- دو کلمه واقعیت و حقیقت در بسیاری از موارد هم معنا و مترادف‌اند و هر یک جای دیگری به کار می‌رود. اما در برخی موارد بین این دو فرق گذاشته می‌شود. در اصطلاح جدید معمولاً به خود واقعیت و نفس الامر «واقعیت» اطلاق می‌شود. اما «حقیقت» به ادراکی که با واقع مطابقت دارد گفته می‌شود.
۲- بر این اساس که بین واقعیت و حقیقت فرق گذاشته شود، در مورد واقعیت این بحث مطرح نمی‌شود که آیا واقعیت ثابت است یا موقت؛ زیرا امور واقعی و نفس الامری ممکن است دائمی و ابدی باشند؛ مانند اصل حرکت و تغییر ماده، و ممکن است موقت باشند؛ مانند واقعیات خاص مادی که مربوط به روابط اجزای مادی است. آنچه که مورد بحث و اختلاف نظر است، در مورد حقیقت است که آیا نسبی است یا ثابت.
۳- در مورد این‌که حقیقت آیا ثابت است یا نسبی، ابتدا باید دید حقیقت چیست؟ و در واقع منشأ اختلاف در ثبات یا نسبیت حقیقت، اختلاف بر سر تعریف حقیقت است. در فلسفه اسلامی که متأثر از فلسفه یونانی است، حقیقت به معنای ادراک مطابق با واقع است. هر قضیه‌ای که مطابق با واقع باشد، حقیقت است. بر اساس این فلسفه، اولاً: حقیقت فی الجمله وجود دارد؛ زیرا انکار حقیقت موجب اثبات آن می‌شود؛ یعنی اگر کسی بگوید تمام ادراکات ما خلاف واقع است، خود یک حقیقتی را اعتراف کرده است. ثانیاً: حقیقت، ثابت و دائمی است؛ یعنی مطابقت مفهوم و محتوای ذهنی با واقع و نفس الامر خود نمی‌تواند موقت باشد؛ بلکه دائمی است. البته دوام حقایق اولاً: مربوط به علوم حقیقی است، نه علوم اعتباری؛ نظیر قوانین مدنی و اجتماعی؛ ثانیاً: مربوط به حقایق یقینی است، نه احتمالی.
۴- بسیاری از اندیشمندان، حقیقت را به معنای مطابقت ادراک با واقع نمی‌دانند، بلکه تعریف دیگری از حقیقت ارائه می‌کنند: برخی مانند پوزیتیویسم‌ها بر این باورند که «حقیقت عبارت است از توافق تمام اذهان در یک زمان بر یک قضیه». برخی دیگر مانند پراگماتیسم‌ها حقیقت را عبارت از «فکری می‌دانند که در عمل مفید و دارای تأثیر نیکو باشد». در نظر گروهی دیگر، حقیقت عبارت است از «فکری که تجربه آن‌را تأیید کرده باشد». و...مشکل مشترک همه این نظریات، این است که همه اینها منتهی به سفسطه و ایده آلیستی خواهد شد؛ زیرا در همه این نظریات، دریافت واقع مورد انکار قرار گرفته است. اینان خواستند از اشکالات سوفسطائیان رهایی یابند ولی خود در چاله و دام آنها گرفتار شدند. البته این عده که حقیقت را به معنای مطابقت با واقع نمی‌پذیرند می‌توانند بگویند حقیقت ثابت نداریم، بلکه حقیقت نسبی است
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۰۱
محمد مهدی فتاحی
چگونه رسانه‌ها بستری مناسب برای خشونت می‌شوندبه گزارش گرداب، تحقیقات نشان داده است که بازی‌های خشونت آمیز، برنامه‌های تلویزیونی نامناسب و بسیاری از انواع ژانرهای فیلم‌های سینمایی اثرات بسیار مخربی بر روی کودکان دارد. گروه "Common Sense Media" که به انجام تحقیقات در مورد تاثیر رسانه در فضای بین کودکان و خانواده‌ها می‌پردازد، در گزارش اخیر خود آورده است که موارد زیادی از تاثیرات رسانه بر روی رفتارهای کودکان وجود دارد که تا به‌حال بررسی نشده‌اند و یا کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

این گروه در گزارش خود آورده‌است: "تصاویر خشنی که در تبلیغات تلویزیونی نشان داده ‌می‌شود به ندرت مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته‌اند. قدمت تحقیقات جامع در مورد تاثیر خشونت به تصویر کشیده شده در تلویزیون به بیش از دو دهه پیش باز می‌گردد؛ تحقیقات انجام شده در مورد بازی‌های ویدیویی سرعتی برابر با رشد این بازی‌ها نداشته است و بیش‌تر بر روی محتویاتی که توسط جوانان مورد توجه قرار می‌گیرد، تمرکز داشته است. ضمنا تقریبا هیچ‌گونه تحقیقی در مورد تاثیرات تصاویر خشونت‌آمیز آن‌لاین بر کودکان نیز وجود ندارد."

در قسمتی از این گزارش دو مطالعه جداگانه که درمورد خشونت رسانه‌ای و تاثیر آن بر کودکان انجام شده است، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج متناقض این تحقیقات نشان می‌دهد که بایستی تحقیقات در این زمینه با نگاهی دقیق‌تر و با تمایز انواع رسانه‌ها صورت بگیرد، زیرا انواع مختلف رسانه‌ها با توجه به نوع مخاطب می‌توانند تاثیر گذاری‌های متفاوتی داشته باشند.

هرکدام از انواع رسانه‌ها نوع خاصی از خشونت را در فضای جامعه رواج می‌دهند، به طور مثال در فضای سینما ژانرهایی همچون : علمی – تخیّلی،  پلیسی – جنایی، حادثه‌ای – رزمی،  جنگی و ترسناک هرکدام نوعی خاص از خشونت را به تصویر می‌کشند.

گاهی اوقات این خشونت‌ها که به فرهنگی در جوامع غربی تبدیل شده است توسط فضای سینما و فیلم‌های تولیدی آن‌ها به محیط کشور ما نیز تسرّی پیدا می‌کند. امری که بروز روزافزون آن را در سطح شهرها می‌توانیم شاهد باشیم.

گاهی این رفتارهای خشونت‌آمیز از طریق برنامه‌های تلویزیونی در فضای خانواده‌ها شیوع پیدا می‌کند و تعامل بین افراد خانواده و جامعه اطراف آن‌ها تحت تاثیر محتوای به نمایش درآمده در تلویزیون قرار می‌گیرد. این نوع رسانه بدلیل گستردگی بالایی که در سطح جوامع، علی‌الخصوص جوامع شهری دارد بایستی بیشتر مورد مراقبت محتوایی قرار بگیرد زیرا همانند اینترنت پدیده‌ای نسبتا نوظهور نیست که دامنه افراد کمتری را به خود اختصاص دهد.

فضای تلویزیون بستری جدید را برای شیوع خشونت جمعی بوجود آورده است و آن تبلیغات تلویزیونی‌ای هستند که در آن‌ها تصاویر و یا تکّه‌ فیلم‌های خشن و ترسناک به تصویر کشیده شده است.

در این گزارش آمده است؛ افرادی که رده سنّی آن‌ها بین 18 – 8 سال می‌باشد به طور میانگین بیش از 1.5 ساعت از شبانه‌روز خود را به انجام بازی‌های ویدیویی اختصاص می‌دهند که البته این زمان بین دستگاه‌های مختلف، همچون: کنسول‌های بازی، رایانه‌ و گوشی‌های همراه متفاوت می‌باشد.

امّا آن‌چه از همه مهم‌تر است، این است که شبکه‌های اجتماعی و دیگر فضاهای آن‌لاین به یکی از اصلی‌ترین فضاهای رسانه‌ای تبدیل شده‌اند که در آن‌ها انواع مختلف صحنه‌های خشن و بازی‌های خشونت آمیز به اشتراک و نمایش گذاشته می‌شود. در رده سنی یاد شده، کاربران به طور میانگین بیش از 50 دقیقه از وقت خود را صرف دیدن فیلم‌ها و تصاویر خشونت‌بار در یوتیوب، فیس‌بوک و دیگر سایت‌ها می‌کرده‌اند و این در حالی است که تقریبا هیچ‌گونه تحقیق جامعی در مورد انتشار خشونت در این فضای رسانه‌ای جدید صورت نگرفته‌است.
۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۴
محمد مهدی فتاحی

درباره تأثیرات مثبت و منفی رسانه ها (به خصوص تلویزیون) در تربیت دینی، منابع معتبر و مفید معرفی کنید.

افتخار مغتنمی است برای ما که در خدمتتان هستیم؛ اعتماد شما به پاسخ های این نهاد، باعث خوشحالی ماست.
پرسشگر گرامی؛ همانگونه که می دانید، هزاره سوم، هزاره دانایی است. درقرن بیست و یکم، جهت حرکت ازجامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی است. هر جامعه ای که دارای اطلاعات بیشتری باشد، پیشرفت برای آن جامعه متصور خواهد بود. در این جاست که اطلاعات، دانش و آگاهی، اساسی ترین دارایی انسان ها، ملت ها و جوامع بشمار می آید. اطلاعات، یک کالای راهبردی واستراتژیک محسوب گشته و از شاخص های اصلی توسعه یافتگی درمیان ملت ها و جوامع است. به همین دلیل مفهوم جابجایی در قدرت و جایگزینی دانایی به جای ثروت های مادی و فیزیکی امر پذیرفته شده قرن آینده است.
از مهمترین ابزارهای امروزی دانایی، رسانه ها هستند. زندگی در دنیای امروز بدون رسانه قابل تصور نیست. لذا نمی توان نقش رسانه های جمعی و خصوصاً تلویزیون را درزندگی امروزی نادیده گرفت، بلکه باید به دنبال فرهنگ سازی بود.
رسانه ها، بویژه تلویزیون، تغییرات مهمی را درسیاست، تعلیم و تربیت، بازاریابی، اخبار، فرهنگ توده، زندگی اجتماعی و خانوادگی ایجاد کرده است. امروزه استفاده از انواع رسانه چون تلوزیون، رایانه، تلفن همراه و ... جزء انکار ناپذیری ازفعالیت های روزانه افراد است و به عنوان منبعی از اخبار باور کردنی، اطلاعات و تعلیمات مهم، آگاهی های دقیق اجتماعی، سرگرمی های لذتبخش و همراهی آرامش بخش پذیرفته شده است.
مارشال مک لوهان به این باوررسیده است که دردنیایی زندگی می کنیم که وسایل ارتباطی، آن رابرای ماساخته اند. به اعتقاد او وسایل ارتباطی، رابطه ونسبت حواس ما را بایکدیگر برهم زده وفرهنگ دیگری را با خود به ارمغان آورده اند. (رشیدپور، آیینه های جیبی آقای مک لوهان، 1352)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۲
محمد مهدی فتاحی